تبليغاتX
آخر غربت دنياست
 

بيا كه قصر امل سخت سست بنياد است       بيار باده كه بنياد عمــــــــــــــر بر باد است

مجــــو درستي عهد از جهان سست نهاد       كه اين عجـــــــــوز عروس هزار داماد است

نشان عهد و وفـــــــــا نيست در تبسم گل      بنال بلبل بيدل كه جــــــــــــــاي فرياد است

 

سست بنياد ترين بنا همين قصر امل هست ... چه راحت فرو ميريزه ...با يه اتفّاق ساده ...

با يه اتفاق ساده كه نيفتاد !

جز تسليم در برابر حكم الهي  چاره اي نيست و بايد به قضا تن داد ، تقدير هر آدمي از ازل نوشته شده و تا ابد اگه فرار كنه جاري ميشه براش ، خيلي وقتها هر جور بپيچونيش باز بر ميگردي سر خونه اولت ، مثل بازي مارو پله  ...

ولي هميشه اين در خاطرم است كه: گاهي اگر شكستم ، اگر باختم ، اگر فريب خوردم ، اگر گاه خطا رفتم ، اگر زماني قلبم شكست و اشكم ريخت و خاطرم غمگين شد و روحم آزرد و احساسم پرپر شد ، هيچ كس جز خودم مقصر نيست چون معتقدم هر انساني اختيار دارد و آزاد است كه لحظه اي دوست بدارد و ديگر لحظه دشمن ،صد دل به يك يار دهد يا يك دل به صد يار ... اين منم كه مي توانم خواستني باشم يا نه .. اگر كسي آمد و رفت و نماند ، اين منم كه برايش خواستني نبودم ، او بي وفا نبود ...

هميشه در خاطرم هست كه نفرين نكنم كسي را ، عشق الهي است و نفرين شيطاني ، و من هيچ گاه در شكننده ترين دقايق عمرم نتوانستم حريم الهي ام را بيالايم ...

 

                  بگذاريد و بگذريد

                                      ببينيد و دل مبنديد

                                                     كه دير يا زود بايد گذاشت و گذشت ....

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 8:32 توسط « مریم »