رياضياتم از عنفوان كودكي خراب بود. از كلاس اول تا آخر همش تمام نمره هام بيست بود . رياضياتم زیر بیست. وقتي مجبور ميشدم تمرينات رياضي رو حل كنم سر گيجه ميگرفتم و موقع امتحان رياضي تب ميكردم . تا وقتي رفتم دانشگاه فكر كردم از شر رياضيات و حساب كتاب خلاص شدم ... اما حالا كه بيش از سه ساله كه از فارغ التحصيلي ام ميگذره ميبينم كه زندگي پره از رياضي و حساب و كتاب و معادلات مجهول كه اگه رياضيت خوب نباشه عين خر تو راه زندگي تو گل گير ميكني و چونكه خري نميتوني در بياي ! حالا من سرگيجه و تب دارم ، آخه تو حل معادلات زندگي ام وا موندم .
پ.ن ۱: جاي جواب معادلات رو اگه خالي بذاري خيلي بهتره تا اينكه بخواي غلط حل كني و لج معلم رو دربياري .. مگه نه ؟تو مدرسه معلم ها ميگفتن ورقه رو خالي نزاريد تا دستمون باز باشه بتونيم نمره بديم اما تو دانشگاه استادا ميگفتن اگر بلدنيستيد مزخرف ننويسيد نخونده بهتون صفر ميديم ! آره اون زمونا با اين زمونا فرق داره ! حساب و كتابشم جداست ...
پ .ن ۲: اينو شيوا واسم آف گذاشته بود خيلي خوشم اومد واسه شما هم مينويسمش : وقتی یه بار از یه نفر ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا د نده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده ...
![]()