تبليغاتX
آخر غربت دنياست

 

هزار راه نرفته نگاه ميكردم : روانشناسي زنِ ايراني اينه ، تا نقطه ي آخر مقاومت ميكنه ولي  وقتي به آخرش رسيد و گفت نيستم واقعا نيست ! 

چرا ما زن ها اينجوري هستيم ؟!  گذشت گذشت يهو فوران ...

چرا هميشه زن ها شاكي هستند و ميگن اگه واسه خاطر اين بچه نبود طلاقمو ميگرفتم اما من تا به حال از هيچ مردي چنين حرفي نشنيدم ؟! حتي خيلي مردا از جدايي وحشت هم دارند .

حالا اين وسط مشكل از كدومه ؟!؟!       اينا يا اونا ؟!؟!     هان؟؟؟

پنج شنبه مامان اينا رفتند خاستگاري واسه امين ، تا گفت زن ميخوام همه ريختند سرش كه نه نه نه الان زوده ال نداري بل نداري ، يعني هر پسري كه ميخواد با دختره مورد علاقه اش ازدواج كنه بايد بجنگه ؟ البته امين خان شبنم رو ول كرد و دو سه ماهي يك فروغ نامي رو خوش كرده و قصد ازدواج با اونوداره اين در حاليه كه كماكان از شبنم و فضايل اخلاقي اش تمجيد ميكنه و ميگه ولي فروغ با كلاس تره !!! . نو كه ميادبه بازار ... پسرا همه  اينجوري اند ؟!  رسم زمونه ست ديگه ...

مثلا ميرم سر كار ، يك دوهفته اي ميشه دقيقا از ۱۶ ام دي ماه ، صبح ۸تا ۱۲ ظهر ۳تا ۶ حالا بعضي وقتها يكمي بيشتر يكمي كمتر ، زود بهش عادت كردم از تو خونه موندن و در و ديوارو نگاه كردن خيلي بهتره . مي خواستم بهتون نگم ولي ديدم نمي تونم جلو دهنمو بگيرم اين شد كه گفتم .

مي خوام برم فيش تلفن رو واريز كنم قبض رو گم كردم ،از ترس اينكه بابام نبينه و غر نزنه تو هفت تا سوراخ قايمش كردم حالا نميدونم كجاست ، همه رو ميندازن گردن من ميگن واسه اينترنت ِ اما من كه ميگم اينترنت اينقدر نمياد ۴۳۰۰۰ تومان ؟ بابا به پير به پيغمبر خيلي اش كار من باشه ده تومن .. نه؟ اين دوازده تومن .. چونه نزنيد راه نداره بقيه اش كار من نيست . وقتشو هم ندارم برم مخابرات فيش بگيرم واريز كنم بانك .  يكي بياد كمك  .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 9:11 توسط « مریم »