" بنام يكتاي بي همتا "
دلم گرفته خدا را بگو چه کار کنم ؟
غروب می وزد از چارسو چه کار کنم ؟
شکـــــسته های دل خسـته را کجا ببرم ؟
به درد این سر پر های و هـو چه کار کنم ؟
به فرض هم که فراموش می شـــــود همه چیز
به نعش یک دل بی آرزو چه کار کنم ؟؟؟

امروز ديدم يك كتاب تو اتاقم افتاده ، مامانم گذاشته بود، آخرين راز شاد زيستن . امشب خوندمش عاليه ، از امشب به بعد هر موقع كه آپ كردم بعضي از قسمتهاي نابش رو براتون گلچين ميكنم و مينويسم ، اميدوارم كه تو زندگي به كارتون بياد.
زيستن و آموختن
فقط با رفتتن به اعماق است كه مي توان گنجينه هاي حيات را باز يافت ، آنجا كه پايتان مي لغزد گنجتان نهفته است .
همان غاري كه از وارد شدن به آن واهمه داريد مي تواند سرچشمه ي آن گنجي باشد كه به دنبالش مي گشتيد.
" ژوزف كمبل "
زندگي نبايد هميشه با درد و رنج آميخته باشد با اين حال درد و رنج هنوز هم دليل اصلي تغيير كردن ماست . به عبارت ديگر تا وقتي درد نداشته باشيم مي توانيم تظاهر كنيم :" من كاملا خوب هستم ."
اما وقتي كه وقايع آزار دهنده مي شوند و به عنوان مثال وقتي احساس تنهايي تان شدت ميگيرد يا وقتي كه ترس ، تمام وجودمان را پر ميكند آن وقت است كه آسيب پذير مي شويم و ديگر پاسخي براي خود نداريم ، پس دست از تظاهر برميداريم . درد و رنج ، انسان را به جدي بودن ترغيب ميكند. هميشه وقتي صحبت از درد و رنج ديگران باشد به آساني ميتواينم فلسفي با قضيه برخورد كنيم . به جيم نگاه ميكنيم و ميگوييم : " ورشكستگي درس بزرگي براي او بود " . " جدايي او باعث شد كه روي پاي خود بايستد" بنابر اين ما هميشه قبول داريم كه مبارزات زندگي ، ديگران را قوي تر و آبديده تر ساخته است . اما وقتي كه نوبت به خود ما ميرسد آنقدر ها با اشتياق به قضيه نگاه نمي كنيم ، ما مي گوييم : " خداي من چرا ين ؟ نمي توانستي يك مبارزه ي آسانتر براي من ترتيب بدهي! " متاسفانه مبارزات واقعي ، هرگز آسان نيستند .
زندگي شما بازتاب كامل اعتقادات شماست
هنگامي كه عميق ترين باورهاي خود را در باره زندگي تغيير ميدهيد ، زندگي شما هم به همان ترتيب دستخوش تغيير ميگردد.
اتفاقات بر اساس انتظارات ما روي مي دهند
فرض كنيد كه شما به تازگي از همسرتان جدا شده ايد و زندگي خود را ويران شده تصور ميكنيد . تا وقتي كه بر اين باور باشيد زنگي شما حقيقتا اينچنين خواهد بود . تا زماني كه فقط بدبختي ها را ببينيد ، مصيبت هاي بيشتري را به طرف خود جذب ميكنيد. به خاطر داشته باشيد كه اتفاقات بر اساس انتظارات ما روي ميدهند . به مجرد آنكه باور هاي خود را در باره ي مسئله اي تغيير ميدهيم انديشه هاي تازه ي ما ، آدمها و فرصتهاي تازه را به زندگي مان جذب ميكنند.
خلاصه كلام:
هيچ مصيبتي در زندگي آنقدر ها فاجعه آميز نيست . مصيبت ها فقط براي آن در زندگي شما جا خوش كرده اند كه عقيده شما را در باره ي خود تغيير دهند . شما ميگوييد: " آيا من در مورد بيماري من ف قرض هاي من ، شوهر دائم الخمر من هم مصداق پيدا ميكند؟ " ترديد نداشته باشيد !
*** ای وای از دلبستگی... ای داد از عــــــادت... ***
مبارزه ي زندگي به معناي قدر داني از همه چيز و وابستگي به هيچ چيز است .
در آپ ديت بعدي در مورد وابستگي و تعلّق مي نويسم ، چيزي كه همه ي شما داريد امّا بيشتر ما نمي دانيم كه چگونه با اين وابستگي ها و تعلقات و علايقـمان رفتار كنيم تا از دستشان ندهيم .
پس بدرود تا به روز رساني بعدي
مراقب خودتان و احساستان باشيد ![]()