روزهايم بر خلاف آرزوهايم گذشت ...
براي آرزو هايي كه ميميرند ، سكوتي مي كنم سنگين تر از فرياد ...
تکه تکه شده ام
و بايد که خورد و ريز دلم را جمع کنم
اما هرگز دستهايم را برنمی دارم تا دوباره بر گردن يارم حلقه بزنند.
مژه هايت دلم را سوراخ سوراخ کرده،
بی رحم نباش! آهسته چشمانت را باز کن همانجوری که من می ميرم.
وقتی پرنده ای را معتاد می کنند
تا فالی از قفـــــس به در آرد
و اهدا نمايد آن فال را به جويندگان خوشبختی
تا شاهدانه ای به هديه بگيرد
پرواز قــصه ابلهانه ای است
از معبر قفس ....
من از میان همه ی شما
منتظر کسی بودم
که نیامد...
من دیگه منتظر هیچ کسی نیستم که بیاد
دل من از آســمون معجزه اصلا نمی خواد
"همه آرزويم اما
چه كنم ؟ شكسته بالم "
تو و عیش و شب پرستی
من و بغض بي قرارم
به چه میزنی تو سنگم
كه دلي دگر ندارم
دل و دین من فنا شد
نفسي دگر ندارم
آرزو درون من مــــــــرد
به دلم بهانه افســــرد
به دلم نــــــــــوا ندارم
دل من پر است از درد
به خــــــدا شفا ندارم
چون " تو " را دگر ندارم
كافرم خدا ندارم
******
" همه آرزویم اما
هوس سفر ندارم "
تو و عشق و شور و مستي
من و كنج غم پرســــــــــتي
همه عشـــــق من تو بودي
دل به تو ســــپرده بـــــــودم
كه تو هم مرا شكـــــستي
من و بي دلي و نفـــــــــرت
با دلي كه تو شـــــــكستي
اندر اين "كـــــــوير وحشت"
بعد از اين مرا چه باشــــــد
تف بر اين دو روز هســـتي ...
مريم.ط : با الهام از شفيعي كدكني
پ.ن۱ : دل ميدهم به باد ، هر چه بادا باد ...
پ.ن۲: چه خوشست حال مرغي ،كه قفس نديده باشد/چه خوشتر آنكه مرغي/ ز قفس پريده باشد/ پروبال ما ببستند ودر قفس گشودند / چه رها، چه بسته، مرغي كه،پرو بال شكسته باشد.